از یک مترسک...

متن مرتبط با «بودی» در سایت از یک مترسک... نوشته شده است

تو نانحس جهان بودی...

  • نیلوبلاگ

    وقتی همه آن دخترکهایی که روپوش سفید به تن داشتند، جمع شده بودند دور میز آزمایشگاه ، معلوم بود که آزمایش جالبی انجام شده بود، اما کسی بینشان بود که سرش را خسته تکیه داده بود به کمد های چوبی سفید و آبی و خیلی اروم و نه از کنجکاوی به همان میز آزمایشگاهی، خیره بود؛عینک ایمنی شیشه ای، روی سرش بود وماسک سفید آویزان زیر گلویش ، مرا یاد سرفه هایی مینداخت که آن روزها خیلی نگرانم کرده بود...معلوم بود که این عکس سلفی کاملا اتفاقی گرفته شده بود، عکاس،که حتما قرار بود عکسش را پست اینستا کند و زیرش بنویسد «منو و بچه ها و یک آزمایش فوق العاده و خوشگل، یهویی...»لبخند مسخره ای روی لب داشتو هیچ کس توی...

    ادامه مطلب