خرید بک لینک

امیرمحمد داشت با دودهای سیگارش هوای اطراف میزمان را خاکستری میکرد... میگفت بکش...همانطور که با فنجان ور میرفتم گفتم «شیرشو حرومم کرده اگه بکشم»...هندزفری توی گوش راستم بود و صدای اهنگی که آن روزها زیاد گوش میکردمش را توی جمجمه ام می پیچاند...من توی حال خودم بودم؛ او توی حال خودش بود و به گمانم آنجا، هیچ کس مثل ما توی حال خودش نبود...سیگار دوم را خودم دادم دستش گفتم« بکش؛ سهم منو، تو بکش...» پوزخندی زد ، با فندکی که بازیچه انگشتان من شده بود؛ سیگار دومش را روشن کردم...بعد از آن، هی سیگار کشید... لابد سومی و چهارمی و پنجی را هرکدام به نیابت کسی دود میکرد؛ پلیر هم هی آن آهنگ را توی گوش من بازپخش! میکرد؛ آهنگی را که به نیت کسی گوش میکردم... بعد من چشمانم را بستم و تصور کردم بجای امیرمحمد، کسی دیگری دارد روبروی من، آن دمنوش چای جنگلی را با نبات شیرین می کند؛ تصور کردم صدای سرفه نازک دخترانه ته کافه، صدای سرفه کسی بود که هروقت سرفه میکرد، سینه و گلو و قلب من بود که درد میگرفت؛ تصویری امد جلوی چشمانم که دستان لطیف از سرما یخ زده کسی را توی دستانم گرفته ام و باز خودم را مثل همیشه نگرانش تصور کردم که مبادا سرمابخورد...

لعنت به خیال های خوب ِ وحشی که چنگ میزنند به سینه و گلو و قلبمان؛ که یخ میزنند به وجود بی وجودمان... اصلا لعنت به همه تصور ها ؛ اگرچه خیلی خوب باشند، اما از آنجایی که ممکن است هیچ تعلقی به گذشته و حال و آینده ما نداشته باشند، گاهی خیلی مزخرف هستند... مزخرف تر از سیگار ششمی که تمام کرده بود و حتی مزخرف تر از آن فنجان زهرماری اسپرسویی که سر کشیدم ... این بار از تلخی اسپرسو، چشمانم بسته شد و حالا این طعم واقعی زندگی بود که به جان تمام تصورات افتاده یود ؛ سیگار اما در آن شرایط جنگی من و آن صُور خیال، یک سلاح بهتری بود... انگار در اوج نکبت بار بودنش، آرامش کثیفی داشت...نمیکشیدم بخاطر نگرانی مادر و اما قول نداده بودم که دود نکنم... بعد من با اولین سیگارم در آن کافه و دومین سیگار بعد از رفتن کسی، تمام فکرها و تصویر ها و خیالهای خوب را دودشان کردم رفت هوا...

وصله:

کسی بیاید و ما را دعوت کند

به رفتن،

به "رفتن" از تمام کسانی که زفته اند و

ما هنوز در آنها مانده ایم...

#فاطمه ضیاءالدین

# گوش کنید: ای داد - دنگ شو

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:58 توسط انسان نما |

برچسب: دود,کردن, نویسنده: ماهان توکلی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:28

صفحه بندی