خرید بک لینک

همه چیز از پنجشنبه ها شروع میشود...نمیدانم اسمشان را بگذارم لعنتی یا پنج شنبه های دوست داشتنی... قلقلک های عصر پنجشنبه ، ترسیم تمام تنهایی ام است در کافه ای که اسمش را همیشه یادم میماند... اینکه تمام هفته را انتظار کشیدن و طعم متفاوت اما آشنای این عصر ها را در پیاده رو های خیابان انقلاب چشیدن یک آرامش خاص برای این روزها باشد، این خودش گویای تمام اتفاقاتی است که افتادند و نباید...

آن کنج،جز یک میز که دختر و پسر جوانی پشتش نشسته بودند؛ دوتا میز دیگر خالی بود...میزهای دونفره، گاهی آنقدر کوچک هستند که برای یک نفر هم کافی نیست...البته اگر آن یک نفر یک مترسک باشد...تبلت و گوشی و عینک دودی را روی میز گذاشتم؛ مراقب بودم که سیم هندزفری از گوشی ام جدا نشود...نشسته و دست هایم را زیر چانه ام در هم قفل کردم... نگاهم توی کافه میچرخید...انگار دنبال کسی بگردد اما نمیگشت... سرم را گرم کردم به تبلت و یکسری متنی که بدون تشریفات خاص در مقابل چشمانم به خط شده بودند...آنقدر غرق در خواندن شدم که حضور دو پسر جوانی که پشت آخرین میز کنج کافه جا شده بودند را نفهمیدم...یکیشان که کاغذی پر از معادله و اعداد در دست داشت؛ صندلی اش را جا جا کرد وسمت من برگشت " ببخشید آقا, معلوم بر مجهول میشه یا مجهول بر معلوم" ... سوال مسخره ای بود و من اما، پاسخش را مضحک تر میدیدم...علاوه بر اینکه سوالش مرا از دنیای بیخیال خودم بیرون کشید، ذهنم را درگیر مسئله مزخرفی کرد...مثل خیلی از قوانین ریاضی بر خلاف فرمایشات دبیر دیفرانسیل پیش، هیچ وقت در زندگی ام کاربرد این معادلات را ندیده بودم...ندیدم که معلومی بر مجهولات زندگی ام بنشیند و جواب دهد...با مثلا هیچ وقت ندیدم که یک طرف معادله با آنطرفش برابر باشند...در واقع تمام اینها در زندگی من نامعادله ای بودند که جواب روشنی نداشتند...

مدتی که گذشت؛ یک من گیج مانده بود و یک نامعادله که هیچ کس جوابی برایش نداشت و خیلی ها تقدیر تفسیرش کرده بودند...حالا من مانده بودم و یک نامساوی سنگین میان خودم و یک نفر دیگر که پافشاری هایش، مرا مغلوب سرنوشت کرده بود ...من ماندم و یک فنجان چای کیسه ای و یک صندلی خالی مشکی روبرویم که انگار هر پنجشنبه، میشود پاسخ تمام مسئله های نازندگی من...

وصله: تو عشق بودی؛ این را از رفتن فهمیدم...

برچسب: مرگ فرهاد مهراد,مرگ فرهاد کوزی گونی,علت مرگ فرهاد خواننده,علت مرگ فرهاد,دلیل مرگ فرهاد مهراد,تاریخ مرگ فرهاد,مرگ شیرین و فرهاد, نویسنده: ماهان توکلی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 15:40

صفحه بندی