انگار همیشه یک چیز است...اما فقط و فقط انگار...یک چیز که گاهی میشود خیلی چیزها و حتی همه چیز...نمیدانم این واژۀ چیز از کجا سر در آورده...؟ حدس میزنم که اگر از صفحۀ فیس بوک و تویتر و یا حتی از زبان یک نویسنده یا روزنامه نگار جوان سردرنیاورده و یا تیکه کلام یک شخصیت در سریالی نباشد، مثل خیلی از واژه های دیگر چپانده شده باشد در دهانمان...اما هرچه که هست، خدا پدرشان را در این مورد بیامرزد که هروقت از بیانی ناتوان میشویم و بقول امروزی ترش کم می آوریم، رو می آوریم سمتش...آن وقت دست شنونده و خواننده و حتی بیننده را برای هر کلمه ای که به ذهنشان میرسد باز میگذاریم...
اما همان طور که گفته شد یک چیز همیشه یک چیز نیست و نمیماند...گاهی خودش میشود همه چیز و گاهی هم، همین یک چیزها روی هم تلمبار شده و میشوند خیلی چیزها...
خودم در زندگی خیلی بارها جا زده ام...در مقابل یک چیز یا تلمبارشان...اما هرچه که بود ایستادم و مترسکانه...کم طاقت بودم اما بازهم ایستادم...نق زدم اما بازهم ایستادم...مثل خیلیهای دیگر...اما نمیدانم این روزها چه بلایی سرمان آمده که نمیشود...نه برای من که برای خیلیها...که همه، حسی گلوگیرشان است...که کسی را گیر بیاورند و خالی کنند خودشان را...داد بزنند و نعره برآورند...فحاشی کنند و ناسزاهای ناسزا بگویند...یا مثلا به طرز نافُرمی دنبال آرامش باشند برای خودشان و نه برای دیگران...و اصلا چشمانش را میبندند روی حقوق یکدیگر...چشمانشان را میبندند روی محاسن به خاکستر کشیده شده...که انگار اینها آفریده شده اند و چیزهایشان...و هیچ کس چیزی ندارد و اینها فقط دارند...فقط میخواهند آرام باشند، حتی اگر به قیمت برهم زدن ارامش دیگران باشد...حالا بگیرید از گاز و ویراژ دادن در اتوبانها و افزایش بیش از اندازه صدای وسایل صوتی منزل و اتومبلیشان تا دودکردن پی در پی سیگار در یک مکان عمومی ...
بعضا میخواهند با حرکت در خلاف جریان آب خودشان را ثابت کنند و نشان دهند که تنها اینها هستند که چیز دارند...که حتی می آیند چیزهایی مینوسند و حرفهایی میزنند که معنی یشان را هم نمیدانند...شاید مثل مترسک باشند...شاید هم فکر میکنند یا نه بالاتر، یقین دارند که یک چیزی هم هستند...شاید هم، حق دارند...چیزهایشان روی هم تلمبار شده...یک چیزشان، خیلی چیز شده...اصلا ببینم، میشود که این چیزها بشوند هیچ چیز...؟
وصله: اگر در مقابل کسی ایستادید، تصور کنید مقابل آینه ایستاده اید...هر واکنش، در پی یک کنش رخ میدهد...
برچسب: یک چیز دیگر,کتاب یک چیز دیگر,
نویسنده: ماهان توکلی